السيد عبد الحسين الطيب
40
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
( كلا ) يعنى چنين نيست كه ميگويند قرآن اساطير الاولين است بلكه قرآن : تَنْزِيلُ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ سجده آيه 2 تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ . . . الايه زمر آيه 1 و 2 وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ شعراء آيه 192 الى 194 . و غير اينها از آيات بلكه منشأ تكذيب آنها : بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ران بمعنى غلبه است ، ما كانوا يكسبون فعل معاصى است كه در اخبار بسيار داريم كه در قلب انسان نكتهء بيضاء خال سفيدى است كه قلب را روشن مىكند مثل خورشيد كه صفحهء زمين را روشن كرده و چون معصيت كرد يك خال سياه گوشهء اين خال سفيد احداث مىشود چنانچه بسا گوشهء خورشيد بواسطه بعض كرات مثل قمر منكسف مىشود هر چه معاصى زياد شود نور كم مىشود و ظلمت معاصى زياد مىشود كه تمام صفحهء آن نكتهء بيضا ، سياه مىشود چنانچه در كسوف كلى تمام صفحهء خورشيد را ميگيرد عالم ظلمانى مىشود اگر اين سياهيها بتوبه رد شد از روى آن نقطه بيضاء باز قلب روشن مىشود و اگر متراكم شد و حال توبه پيدا نكرد بلكه سياهى روى سياهى آمد معاصى روى معاصى ديگر لا يرجى بخير است . منشأ تكذيب اين كفار اين است كه ميفرمايد : ما كانُوا يَكْسِبُونَ ديگر قابل هدايت نيستند كه در خبر است : صار قلبه منكوسا . [ سوره المطففين ( 83 ) : آيه 15 ] كَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ( 15 ) مجسمه قائلند كه خداى متعال فرداى قيامت ميآيد و بر تخت خود كه عرش باشد مينشيند مؤمنين خدا را ميبينند و كفار ممنوع از ديدن هستند و اين آيه را شاهد گرفتهاند ، و ما مىگوييم : محجوب از رب عدم شمول رحمت و تفضل و عنايت و مثوبات حق است يعنى فرداى قيامت بوى رحمت بمشام آنها نخواهد رسيد و لو رحمت الهى وسعت دارد كل شيء را لكن قابليت محل شرط است ، سگ را نميبرند پهلوى انبياء نشانند . بلبل بباغ و جغد بويرانه تاخته * هر كس به قدر همت خود خانه ساخته